سه شنبه , ۰۶-۰۸-۱۳۹۹
میراث
خانه / نوشته ها / تولیدات / از توسری تا روسری

از توسری تا روسری

از توسری تا روسری

 

ریشه شناسی مقوله بی حجابی و راهکار درمان با دقت نظر بر دختران نوجوان

حجاب مشکل دیروز و امروز اسلام وملت ها نیست بلکه بذر این آفت غیر انسانی بعد از جنگ جهانی اول در دل کشور های غربی کاشته و بعد از آن به صورت تدریجی در جهان و بخصوص جهان اسلام رشد کرد و تا کنون خیزش سراسری و دائمی داشته است ، هر چند بعد از انقلاب اسلامی و شخصیت کارزیماتیک امام، فرهنگ حجاب در کشور فراگیر شد اما تاریخ در صفحات خود اعتراضات و بی توجهی های را علیه حجاب چه در  اوایل انقلاب و چه در زمان حال ثبت کرده است.اما در ایران اولین کشور شیعه ای که حجاب را برای خود اجباری کرد و مورد استقبال عموم مردم قرار گرفت چه اتفاقی افتاد که حجاب و انتقال آن به نسل فعلی تبدیل به یکی از معضلات اصلی جامعه و خانواده شده است ؟ جواب آن را به صورت اجمالی می توان « عدم وجود زیر ساخت های فرهنگی در جامعه دانست» که مقاله زیر به تفصیل این مطلب و راهبرد و راهکارهای درمانی آن می پردازد.

واقعیت این است که حجاب مسالهبسیار سختی می باشد و صرف نظر از ظاهر سازی ها در امر حجاب، انتقال آن به نسل آینده با شرایط ممکن بسیار سخت تر است. اما چرا؟ زیراکه جامعهازیکدختریازنکهمظهرزیباییاست، می خواهد که از دارای ذاتی و  استعداد خدادادیاستفادهنکند،اوهم مظلومانه بهجامعه میگویدچرا؟؟ پاسخ به این سئوال توان عمده ای از دلسوزان اسلامی گرفته است اما نتیجه ای حاصل چشمگیری حاصل نشده است؟هر چه پاسخ ها زیادتر می شود سئوالات و شبهات بیشتر می شود و نهایتا در این عرصه نمره مقبول حاصل نمی شد . به نظر نگارنده باید مساله جور دیگری دیده شود، نگارنده حق را به آن دختر نوجوان و جوانت می دهد که حجاب را نپذیرد زیراوقتیجامعه و فرهنگ فعلی آنسعیمیکندکهباانواعخانههایمیلیاردی، انواع مدرکهایتحصیلی،انواع ماشین های میلونی و … تبرج(خود نمایی) کندو خود را به رخ دیگران بکشاند،چرادختر ۱۵ تا ۲۵ سالهکهدر دسترسترینسرمایهاش،زیباییاش می باشد آن را بپوشاند ؟درجامعهایکهشعار« دارندگیوبرازندگی است»یکاصل می باشدوافراددرهمهسنینبهداشتههایخودمینازند و  بدون آنکه استفاده صحیح کنند، تنها برای مانور تبرج هزینه می کنند، چرادختر نوجوان و جوان دراوجاحساساتبهزیباییهایخودننازدو تبرج نکند؟از این مصادیق بسیار می شود در زندگی ما  شمرد از نوع انتخاب کلاس های تابستانه برای فرزندانمان تا انتخاب رشته و تا شیوه عروسی و …  که اصولا مقوله مد و برند در این گونه جامعه ها تبدیل به ارزش می شود. حال کودکی که از همان روز اول خواسته یا ناخواسته تبرج در مساله تحصیل و پوشش و .. برایش یک اصل شده است چگونه می توان انتظار حجاب را از او داشت، در این جامعه انتظار حجاب از دختر نوجوان حرف زور و یک قانون بی روح به ارث رسیده از مادربزرگ ها است.

اما علاوه بر تبرج مساله ای دیگری که پازل این معضل اجتماعی را کامل می کند مساله مذموم « تقلید از اکثریت» است.  تبییناین مساله به این صورت است که: انسانهادارای دوبُعدهستند، یکبُعدنظریکه محل شکل گیری اندیشه هاست و دیگری بُعدعملیکه محل تشکیل انگیزه و نهایتا عمل است، که در جامعه فعلی هر دو بعد انسان ها و خاصتا فرزندان مامتاثراز«اکثریت جامعه»است،یعنیبچههایماعموماهمانطورکههمهفکرمیکننوعملمیکنن،فکروعملمیکنندوخلاقیتهاونوعآوریهایخودشانرا درهمان مسیر و با زاویه بسیار ناچیز نشان می دهند مثلا  به جای آنکه لباس صورتی برند فلان بپوشند لباس صورتی با برند دیگری می پوشند  …. و این در جامعه که شعار «گرنخواهی شوی رسوا همرنگ جماعت شو»  یک اصل است کاملا طبیعی است که شخصیت فرزندان ما چه در بعد نظری و چه در بعد عملی تحت القای  اکثریتی که با القای رسانه ها و فضایجامعه، شکل گرفته استتقلیدوار باشد.

اکنون سئوال این است که نقش پدر و مادر در این نقشه چیست ؟ پاسخ اجمالی آن را می توان این گون بیان کرد که :

عده ای از پدر و مادر ها  نقش «رسانا» را ایفا می کنند به این معنا که متاسفانه آنها نقش انتقال دهنده فرهنگ جامعه به فرزندان خود را دارند و به صورت شفاف یا ضمنی آن را برای فرزندان خود مقبول و مشروع می کنند، یعنی خود پدر مادر به ویروس تبرج و تقلید آلوده هستن و آن را به فرزندان خود منتقل می کنند.

عده ای دیگر از پدر و مادر ها نقش« تقویت» را ایفا می کنند یعنی فرهنگ جامعه بیمار گرفته و با تقویت آن ، فرزندان خود را تحت فشار تبرج و تقلید قرار می دهند این گونه پدر و مادرها از اینکه رشته پزشکی را برای تبرج به فرزند خود تحمیل کنند ابای ندارند و یا اینکه نه تنها  با تقلید فرزندانشان  از سوپر استارها مشکلی ندارند بلکه آن را لازمه به روز بودن می دانند.

بنابراین در یک جمع بندی می توان گفت که بی حجابی نسل فعلی هم معلول است و هم علت،

بی حجابی معلول ، نفوذ فرهنگ « تبرج و تقلید» از اکثریت در مغز استخوان فرهنگ اجتماعی استکه در این صورت حجابحرفزور و یک توسری بزرگ به حساب می آیدو لذا می بینیم که در مقابل هر دلیل حجاب،طرحجایگزینمیدهند، مثلا میگویندحجاب امنیتمی آورد، میگوینددفاعشخصی یاد میگیریم و وسایل دفاع حمل می کنیم ، می گویند حجاب حیا می آورد، میگویندمهمباطناستو ….

بی حجابی علت بسیاری از نابسامانی های اجتماعی نیز می باشد،که تبیین آنها در این مقاله نمی گنجد، اما به صورت موجز می توان گفت: همانطور هر چه سراشیبی حجاب شدید شود، سربالای آستانه لذت مرد نیز شدیدتر می شود به این معنی که شهوت مردها به راحتی ادفاع نمی شود، که این مساله خود آبستن ده ها بیماری اجتماعی از جمله تجاوز به عنف و  مرحله بعد از آن هم جنس گرایی است که این الگو  در غرب با تجاوز به یک زن از پنج زن و به دو کودک از پنج کودک کاملا قابل مشاهده و عبرت گیری است.

قبل از ورود به راهبرد و راهکار بهتر است چند نکته را تذکر دهیم تا سوء تفاهم در مورد مسئولین جامعه پیش نیاید :

  • هر چند که مسئولین فرهنگی به علت عدم شناخت صحیح مقوله های فرهنگی و سرگیجه ای فرهنگی، قابل دفاع نیستند اما باید بدانیم که فرهنگ اجتماعی مساله ای بسیار پیچیده ای است که با بخش نامه و آیین نامه نه تنها اصلاح نمی شود بلکه خراب تر می کند
  • مساله ای فرهنگ اجتماعی به صدها عامل(قومیت ها ، خورده فرهنگ ها، آموزش و پرورش و …) باز میگردد که مدیریت آنها به هیچ وجه سهل نیست.
  • نقش رسانه ها و تکنولوژی را در متاثر کردن و از کنترل خارج کردن مقوله فرهنگ اجتماعی نیز از نظر دور نکنیم

راهبرد اسلام در مقابله با بی حجابی و انتقال مفاهیمی از قبیل حجاب به نسل آینده، « جهاد و مبارزه » است،  منظور از جهادنهبه عنوان جنگمسلحانهبلکهجهادومبارزهفکری است. به این صورت که بچه های ما«عزت نفس» یاد بگیرند و با عزت نفس به مبارزه با فرهنگ سطحی جامعه و اکثریت بپردازند. نیروی راهبردی اسلام در این برنامه پدر و مادر هستند، ، اما پدر و مادر باید شآن مبارزه را درک کنند و بدانند که

  • تبرج کردن حاکی از یک بیماری جاهلانه و کمبود شخصیت است«لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى»
  • آنهای که مسلمان نیستند و با بی توجهی یا عامدانه از کنار شریعت اسلام عبور می کنند سفیه هستند : و همانطور که به سفیه سرمایه مالی خود را نمی دهیم سرمایه جانی خود را نیز نباید بدهیم «وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ»
  • تبعیت از کفار چه از نظر آنها و چه از عمل آنها مساوی با بازگشت به جاهلیت و ضایع نمودن عقل است «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ»
  • تقلید از اکثریت انسان را دچار انحراف از مسیر صحیح می کنید « وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ»
  • مسلمان در صورت داشتن اسلام واقعی از همه مردم کرامت بیشتر و فخامت بیشتری دارند « وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»

در این صورت پدر مادر نه  تنها نقش «نارسانا» را ایفا می کنن و اجازه انتقال فرهنگ مسموم را نمی دهند بلکه خود به یک مبارز و مجاهد با فرهنگ غلط و اکثریت جاهل، بهمبارزه می پردازند و مبارزه کردن را به فرزندانشان یاد می دهند. پدر و مادر این گونه با انتقال « عزت نفس»  فرزند خود را از آلوده شدن به به فرهنگ غلط لایه سطح پایین جامعه نجات می دهند.

اما راهکار : پس تا این جا روشن گردید که مبارزه یک اصل تربیتی است که پدر و مادر آن را از خانه در درون فرزندان نهادینه می کنند اما این مهم، چگونه صورت می گیرد ؟ ما این راهکار را در دو دسته تقسیم می کنیم :

الف – قبل از نوجوانی : در این سن پدر و مادر با تقویت فرهنگ «استدالال » خواهی از فرزندان در خانه به فرزند خود این مساله را یاد می دهند که هر کاری در زندگی باید با دلیل متقن و قانع کننده همراه  باشد و اگر نه اعتباری ندارد و قابل احترام نیست. در این الگوا خانواده باید استدلال های را که تنها به تعابیری مانند «دوست دارم» و «عشقم می کشد»و .. مستند است و  نشان دهنده بی استدلالی و مقدمه کارهای نامناسب است، اصلا نپذیرد و در مقابل به استدلال های فرزند هرچند ضعیف باشد احترام بگذارد تا فرزند استدالال کردن و اهمیت آن را یاد بگیرد، این مساله سبب می شود که در آینده بسیاری از فرهنگ های غلط را به علت استدلال نداشتن نمی پذیرد

 

ب – بعد از نوجوانی : در این زمان پدر و مادر ضمن حفظ موضع خود (مبارز بودن ) به مقوله «تحلیل» اکتفا می کنند یعنی خانواده ریشه بسیاری از بیماری های روحی و مصیب های فردی در جامعه را ، بی حجابی تحلیل می کنند و ین نوع تحلیل را به فرزند خود منتقل می کنند. مطمئنا این اعتراض در ذهن خواننده شکل می گیرد که مگر نوجوان می پذیرد؟ جواب این است که :نیاز نیست که فرزند حتما حرف پدر و مادر را بپذیرد، اصلا نیاز نیست که فرزند مخاطب تحلیل های پدر و مادر قرار بگیرد بلکه پدر و مادر در گفتگوی خود با هم به گونه ای دیالگ گویی می کنند که به او قدرت تحلیل آسیب های اجتماعی با محور بی حجابی را می دهند مثلا اگر خانوادگی در حال تماشای یک فیلم هستید و از ماجرای فیلم فرزند شما متاثر شده است، سریعا خط تحلیل بدهید تا بتوانند ریشه مسائل را (بی حجابی) تحلیل کند این گونه سبب می شود که به تدریج فرزند ریشه بسیاری از مشکلات را بی حجابی درک کند و  برای امنیت از آسیب ها به سمت حجاب پناه ببرد و ان شاالله زمینه ارتباط با معرفت به حجاب فراهم می شود.روشن است که مطلوب همان تربیت از قبل از نوجوانی است.

نتیجه مساله «ترییت مبارز» این می شود که فرزند ما به علت عزت نفسبه دست آورده از دین(به دست آمده از آیات قرآنی)  و خانواده (مبارز با تبرج و تقلید ) یک انسان مبارز برای عقیده و اعتقادات خود می شود که  دچار تبرج نمی شود، چون خود را از درون مستغنی می بیند و نیازی به تایید از بیرون ندارد و همچنین دچار تقلید نیز نمی شود، چون به واسطه عزت نفس، شان خود را بالاتر از آن می بیند که کارهای به کارهای عوام زده بپردازد، چنین فرزندی همیشهدرجمعبهخاطراینکه عقایدشموردحملهقرارمیگیرند، نه تنها ناراحت نمی شود بلکه آن رافرصتی برای افتخار به آنچه می داند، می بیند.در این صورت است که فرزند ما در جمع معتادان، معتاد نمی شود و در جمع بی حجابان ، بی حجاب نمی شود. این گونه است که حجاب از توسری بودن به روسری شدن تغییر می کند

جمعبندی :

در یک جمع بندی می توان گفت که مساله بی حجابی، یک برآیند از فرهنگ اجتماعی است که در آن تبرج و تقلید نقش اساسی ایفا می کند و در یک کلام بی حجابی از لوازم و ثمرات سبک زندگی غربی است که درمانی جز اصلاح آن و ترویج سبک زندگی اسلامی جهادی نیست.

نویسنده : حسین عباسی اصل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *