دوشنبه , ۲۸-۰۷-۱۳۹۹
میراث
خانه / نوشته ها / تاریخ سبک زندگی / جزوات سبک زندگی / حضرت آدم – قاعده تبعیت(ملک – حیات طیبه)

حضرت آدم – قاعده تبعیت(ملک – حیات طیبه)

ب : حیات طیبه :

در مقابل حیات خبیثه، حیات طیبه وجود دارد که در این آیات، مختصرا (تنها یک آیه) مطرح شده است که با استفاده از الگوی حیات خبیثه و استفاده از تقابل بین این دو، می توان جاهای خالی را در تابلوی حیات طیبه تکمیل نمود[۱]. قطعا این نوع بیان که یک گروه با مختصاتش تشریح می شود و گروه دیگر تنها نامش برده می شود از اعجازات بلاغی قرآن است که ضمن ایجاد تقابل بین دو مساله، از اجمال هم استفاده نموده تا ضمن مختصر کردن پیام، مخاطب را به فکر کردن تشویق نماید.

اول تبعیت : « فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَاىَ فَلَا يَضِلُّ وَ لَا يَشْقَى» خداوند بعد از اعلام ارسال هدایت برای سعادت انسان ها می فرماید : اگر کسی این پیام های هدایت را بشنود و عمل کند، قطعا هیچ گمراهی و سختی او را تهدید نمی کند.

نکته قابل تامل در این بخش از آیه  در کنار هم  قرار گرفتن کلمه « يَضِلُّ » و « یشْقَى» حاکی از آن است که انسان در صورت اطاعت از دستورات الهی هم از مشکلات روحی و هم جسمی نجات می یابد و در نتیجه انسان نه دچار سردرگمی روحی و نه دچار سختی جسمی خواهد شد.  چرا که «گمراهی» جنبه درونی، روحی و اعتقادی دارد و « سختی» جنبه بیرونی و جسمی و عملی دارد. در کنار هم قرار گرفتن این دو کلمه در آیه مورد بحث، می تواند کمک شایانی به تحلیل وضعیت نا مطلوب امروز جهانی با آمار بالای افسردگی و خودکشی و … داشته باشد. این آیه به صراحت اعلام می کند : « سختی در زندگی نتیجه فساد در اعتقاد» یعنی اگر جامعه بشری دچار مشقت در زندگی شده است به طوری که زندگی برایش غیر تحمل شده است، حل این مساله را باید در اعتقادات و به تبع آن در بینش او به زندگی جست ، اما در مقابل سیادت (آقایی و سروری ) و طول عمر بالا همراه با بهجت و دور از هر گونه افسردکی در بندگان مومن خدا را نیز باید اینگونه تحلیل کرد و با صراحت اعلام کرد که : ریشه اصلی خوشبختی یا بدبختی را باید در اعتقاد جست. که این مساله در موضوع دو نگاه دینی و سکولار  در صفحات بالا تشریح شد.

حضرت آدم
حضرت آدم

دوم بصیرت :  همانطور که در حیات خبیثه اعراض عامل کوری حقیقی می شد در اینجا نیز به واسطه مقابل قرار گرفتن این دو نیز می توان فهمید که : اگر انسان ها ، از هدایت الهی چه در زمینه ای علمی و چه عملی تبعیت کنند به مقام بصیرت می رسند. مقام بصیرت به معنی تیز بینی ایمانی است یعنی انسان به مقامی برسد که با بینش صحیح بتواند از داشته ها و رخ دادهای اطراف خود هدایت الهی را درک کند و به سمت مولای خویش حرکت کند و این گونه خود را از مصائب دنیا نجات داده و از ظرفیت های شیرین آن استفاده نماید. «قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ» [۲] یعنی : « دلايل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد؛ كسى كه (به وسيله آن، حقّ را) ببيند، به سود خود اوست‏» . همانطور که خداوند در حیات خبیثه ریشه ای اصلی کوری را غفلت بیان کرده است،  می توان ریشه اصلی بصیرت را ذکر الهی معرفی کرد.

« إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ‏ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون‏» [۳]یعنی «پرهيزگاران هنگامى كه گرفتار وسوسه‏هاى شيطان شوند، به ياد (خدا و پاداش و كيفر او) مى‏افتند؛ و ناگهان بينا مى‏گردند»

این زمینه با مطالعه مجدد موضوع ارتباط انسان ها با نعمت های الهی در صفحات گذشته، بهتر تبیین می شود و روشن می گردد که بصیرت واقعی یعنی فعال شدن ظرفیت های واقعی انسان یعنی چشم و گوش حقیقی که رسالت دیدن و شنیدن حقیقت ها را برعهده دارند.این حواس فرا طبیعت گاهی در شمع وجودی بعضی انسان ها نوری می تاباند تا انسان های دیگر را بیدار کند. در اینجا بد نیست که خاطره ای از سید قطب صاحب تفسیر فی ضلال نقل شود ، ایشان در کتابش می نویسند که :

« من از حوادثى كه براى ديگران واقع شده سخنى نمى‏گويم، تنها حادثه‏اى را بيان مى‏كنم كه براى خود من واقع شد و شش نفر ناظر آن بودند (خودم و پنج نفر ديگر).ما شش نفر از مسلمانان بوديم كه با يك كشتى مصرى، اقيانوس اطلس را به‏سوى نيويورك مى‏پيموديم، كسى در ميان مسافران جز ما مسلمان نبود، روز جمعه به اين فكر افتاديم كه نماز جمعه را در قلب اقيانوس و بر روى كشتى انجام دهيم . ناخداى كشتى كه يك نفر انگليسى بود موافقت كرد كه ما نماز جماعت را در صفحه كشتى تشكيل دهيم، و به كاركنان كشتى نيز كه همه از مسلمانان آفريقا بودند نيز اجازه داده شد كه با ما نماز بخوانند، و آنها از اين جريان بسيار خوشحال شدند زيرا اين نخستين بارى بود كه نماز جمعه بر روى كشتى انجام مى‏گرفت! من (سيد قطب) به خواندن خطبه نماز جمعه و امامت پرداختم و جالب اينكه مسافران غير مسلمان اطراف ما حلقه زده بودند و با دقت مراقب انجام اين فريضه اسلامى بودند.پس از پايان نماز گروه زيادى از آنها نزد ما آمدند، و اين موفقيت را به ما تبريك گفتند، ولى در ميان اين گروه خانمى بود كه بعدا فهميديم يك زن مسيحى يوگسلاوى است كه از جهنم” تيتو” و كمونيسم او، فرار كرده است!.او فوق العاده تحت تاثير نماز ما قرار گرفته بود به حدى كه اشك از چشمانش سرازير بود و قادر به كنترل خويشتن نبود. او به زبان انگليسى ساده و آميخته با تاثر شديد و خضوع و خشوع خاصى سخن مى‏گفت، و از جمله سخنانش اين بود، بگوئيد ببينم كشيش شما با چه لغتى سخن مى‏گفت: به او گفتيم كه ما با لغت عربى صحبت مى‏كرديم.ولى او گفت من هر چند يك كلمه از مطالب شما را نفهميدم اما بوضوح ديدم كه اين كلمات آهنگ عجيبى داشت اما از اين مهمتر مطلبى كه نظر مرا فوق العاده بخود جلب كرد اين بود كه در لابلاى خطبه امام شما جمله‏هايى وجود داشت كه از بقيه ممتاز بود، آنها داراى آهنگ فوق العاده مؤثر و عميقى بودند آن چنان كه لرزه بر اندام من مى‏انداخت يقينا اين جمله‏ها مطالب ديگرى بودند، فكر مى‏كنم امام شما به هنگامى كه اين جمله‏ها را ادا مى‏كرد مملو از روح القدس شده بود! ما كمى فكر كرديم و متوجه شديم اين جمله‏ها همان آياتى از قرآن بود كه من در اثناء خطبه و در نماز آنها را مى‏خواندم، اين موضوع ما را تكان داد … {چرا که }حتى بانويى را كه يك كلمه مفهوم آن را نمى‏فهمد تحت تاثير شديد خود قرار مى‏دهد» [۴]

بنابراین این زندگی را  باید با تلاش و پیروی از نقشه راه وحیانی به حیات الهی رساند تا بتوان تمام ظرفیت های نهاده شده انسان را فعال نمود و با ساخت بهشت دنیایی زمینه را برای رسیدن به بهشت اخروی فراهم نماید.

سوم پاداش : از تقابل حیات خبیثه و حیات طیبه می توان فهمید که خداوند به دارندگان حیات طیبه که دو شاخصه دارند دو نوع پاداش را هدیه می دهد، این مساله در آیات معرفی حضرت ابراهیم به عنوان اسوه ای که تبعیت نموده و به مقام بصیرت رسید، آمده است. لذا خداوند به دارندگان  حیات طیبه دو نوع پاداش را وعده داده است :

  • پاداش دنیایی : که عدم گمراهی ( روحی ) و عدم سختی (جسمی ) است « فَلَا يَضِلُّ وَ لَا يَشْقَى»
  • پاداش اخروی : پاداشی است که خداوند در بهشت وعده داده و انسان ها خیلی قدرت فهم آن را ندارند« إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحين‏»

و از طرفی دیگر خداوند داراندگان حیات طیبه را با دو نشانه که تمونه بارز آن حضرت ابراهیم است معرفی می کند:

  • متبعین : کسانی که از هدایت های الهی تبیعت کرده و می کنند
  • شاکرین: کسانی که برای داشتن نعمت ها اعم از حیات و بندگی و نداشتن بعضی دیگر مانند ثروت و … خداوند را شاکرند

در نهایت : خداوند زندگانی در حیات طیبه را یک صیرورت الهی معرفی می کنند که چه در این دنیا و چه آخرت بندگان در محضر رحمانیت الهی خواهند بود.

« مَنْ تَزَكَّى فَإِنَّما يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَ إِلَى‏ اللَّهِ‏ الْمَصيرُ»

جمع بندی :

بیان شد که علم تاریخ علمی مقدس است چرا که  هدف آن  عبرت دهی بشریت برای ساخت آینده می باشد و به همین دلیل است که انبیاء و اولیای الهی از ان به عنوان ابزار موعظه استفاده می کردند و بر همین اساس نیز قرآن بخشی از محورهای ضروری برای هدایت بشریت را به آن اختصاص داده است. اما از بین اطلاعات غیر نافع آن باید سراغ تاریخ نافع رفت، تاریخی که بیشترین تاثیر را در انسان سازی و آینده سازی دارد. به تحقیق می توان گفت که منبع تاریخ نافع غیر تحریف شده، قرآن می باشد. بررسی ریشه ای ما را به قصص انبیاء و اولیاء الهی و به خصوص حضرت آدم می رساند. بررسی داستان هبوط آدم و حوا و وحی پیام های کلیدی که به حضرت آدم بسیار گره گشا خواهد بود. چرا که این پیام ها به عنوان نقشه راه سعادت بشری و مقابله با چالش های موجود در سطح بشری می باشد. آنچه که از بررسی داستان هبوط می توان به دست آورد سه قاعده مهم می باشد که زمینه ساز تولید سه اصل سبک زندگی می باشند:

اما باید دانست که : از انجای که پیام محوری این آیات «  ارتباط مستقیم اعتقادات سالم بر زندگی موفق » می باشد و این مساله با قاعده « تبعیت »  بیان شده است، نام این قاعده را بر به عنوان نشانه بر روی تابلوی اموزشی گذاشته شده است تا در مطالب آینده با نام « حضرت ادم – قاعده تبعیت» یادآوری شود.

[۱] در این بخش از تابلو ، ایات اضافه شده به سوره « طه » با کادر هاشور مانند و ادرس آیات روشن شده است .

[۲] انعام : ۱۰۴

[۳] اعراف :۲۰۱

[۴] تفسير فى ظلال جلد ۴ صفحه ۴۲۲ ذیل آیه أم يقولون افتراه قل فأتوا بسورة مثله و ادعوا من استطعتم من دون الله إن كنتم صادقين

 

 

همچنین ببینید

حضرت نوح – قاعده سلامت (تاریخ غالب و مغلوب)

اما در مقابل سقوط بشری ناشی از تحقیر عقل و تعطیل سمع را که نتیجه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *