خانه / نوشته ها / تاریخ سبک زندگی / جزوات / حضرت نوح – قاعده سلامت (ملک – سلامت)

حضرت نوح – قاعده سلامت (ملک – سلامت)

ج سلامت

یکی دیگر از الطاف الهی خداوند به حضرت نوح تجلی اسم « سلام» در حضرت نوح بوده است. با این مقدمه که خداوند دارای اسماء حسنی الهی است این اسماء حسنی الگوی برای انسان ها هستند که بتوانند با آن اسامی خود را تربیت کنند مثلا یکی از اسماء الهی رحیم بودن است که انسان باید سعی کند این نام را برای خود هدف قرار دهد و سعی کند که رحیم شود قطعا تصور مثل خداوند شدن نه تنها حرام و الحاد شرعی می باشد بلکه اصولا ممکن نیست، ولی همین قدر که انسان بتواند با الگو گیری از این نام خود را به سمت بخشنده شده ببرد، هدف محقق شده است. اگر انسان در این زمینه و زنده کردن این اسماء در خود تلاش کند و خلاصانه به سمت مقصد سیر کند خداوند هم لطف می کند و با این نام بر او تجلی کرده و او را مظهر همین نام می کند. برای واضح شدن این مساله ماجرایی را نقل می کنیم : روزی حضرت يحيى، ديد كه حضرت‏ عيسى‏، بسیار شاداب است و مرتبا مى‏خندد. ایشان با عتاب به حضرت عیسی گفت: گويا شما از فكر خدا و آخرت  غفلت کرده و از عذاب الهی ایمن هستید ؟ حضرت‏ عيسى‏ در جواب، می پرسند : مگر شما از  از فضل خدا و رحمت او نامید هستید ؟ در این بین خداوند وحى فرمود كه: « هر يك از شما حُسن ظن به من بيشتر داشته باشد ، او پيش من محبوبتر است » [۱]

این وحی الهی هر دو طراف را تایید می کند چرا که خداوند در قلب حضرت يحيى با اسماء جلال و عظمت تجلى فرموده بود فلذا ایشان هميشه در حال ترس الهی و توبه بودند و برای همین هم به حضرت عیسی عتاب فرمود ، اما در مقابل خداوند در قلب حضرت عيسى با اسامی جمالی و رحمت تجلی کرده بود و لذا آن گونه جواب دادند. هرچند وحی الهی هر دو را تایید می نماید اما از رویکرد حضرت مسیح دفاع می کند.

در این آیه قرآنی حضرت نوح محل تجلی اسم سلام الهی است به این معنا که ایشان به مقام سلامت رسیدند یعنی هیچ بیماری قلبی و رذیله اخلاقی در وجود ایشان نبوده است و جالب آنکه این ویژگی تنها برای ایشان است که در دو عالم بیان شده است چرا که برای باقی انبیا با « سلام بر ابراهیم» آمده است  اما قید « فی العالمین» تنها برای نوح قید شده است.

دو- بخش دوم خداوند با صراحت این وعده الهی را می دهد که هر کس نوح گونه عمل کند، خداوند نیز مانند نوح را، برای او اجابت می کند، به شرط آنکه دو خصوصیت که در نوح وجود داشته است در انسان ها نیز نهادینه شود. این دو خصوصیت در آیات مورد بررسی نمی باشد، ولی برای تکیمل بحث و منظومه محتوایی جزوه از آیات دیگر سوره ها که مربوط به حضرت نوح بوده است، استفاده شده است. اما آن دو خصوصیت :

الف : ایمان در حوزه نظر: انسان ها ابتدا باید نوح گونه شوند و آن هم به وسیله  ایمان جدی و خالصانه به خدا و سنت های معنوی، به گونه ای که هیچ گونه شرک و شکی در خود راه ندهند که این سطح ایمان نیز با کسب معارف الهی و عمل به آنها صورت می گیرد و این مرحله و تعمیق آن تا پایان عمر باید ادامه داشته باشد. همین خصوصیت بود که از حضرت نوح  هم در ساخت کشتی و هم در سوار شدن شدن در آن،  اوج اعتماد به خداوند را نمایان می کند و می فرماید::

« وَ قالَ ارْكَبُوا فيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها» [۲] یعنی  : « او گفت: «به نام خدا بر آن سوار شويد! و هنگام حركت و توقف كشتى، ياد الله كنيد » و این نشان از اوج اعتقاد و اعتماد به خداوند است

[۱] شرح چهل حدیث امام خمینی – ص ۳۶۲

[۲] هود : ۴۱

ب : احسان در حوزه عمل:   انسان مومن که جزء به خدا باور عمیق ندارد و همه چیز را در دست خدا می بیند و از خدا می خواهد در عمل به مقام« احسان»  می رسد. احسان به معنی لطف و بخشش است و این مقام در بالاترین ظرفیت آن یعنی احسان بدون هیچ چشم داشتی در مقابل احسان. اما مقام احسان تا آنجا اوج می گیرد که انسان حتی برای احسان خود، از خدا هم چشم داشتی ندارد و فقط آن را برای قرب و حُب خداوند انجام می دهد. این افق متعالی در حضرت نوح محقق شده بود، ایشان حتی زمانی که به نفرین قوم خود می پردازد، ذره ای از احسان های خود به قوم و ناسپاسی آنها نامی نمیاورد، بلکه از دریچه احسان به بشریت،  نفرین می کند و فرماید که اگر این قوم در زمین بمانند، فساد گسترده شده و توفیق الهی شدن از سایر نسل ها گرفته می شود:

« قال رَّبّ‏ لَا تَذَرْ عَلىَ الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا * إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّواْ عِبَادَكَ وَ لَا يَلِدُواْ إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا»[۱] یعنی : « نوح گفت: «پروردگارا! هيچ يك از كافران را بر روى زمين باقى مگذار!*چرا كه اگر آنها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مى‏كنند و جز نسلى فاجر و كافر به وجود نمى‏آورند » این نفرین خود نشان از آن می دهد که انسان محسن حتی نفرین کردنش نیز از روی احسان به انسانیت است نه میل های شخصی

جمع بندی :

بیان گردید که:  منابع تاریخ امروز که اعم از تاریخ نافع و غیر نافع هستند، محوریت تکامل تاریخ را پیشرفت ابزار زندگی می دانند و تاریخ را به چند دوره تقسیم می نمایند و حول آن به تولید و کشف علم می پردازند در حالی که قرآن به عنوان یک منبع تاریخی تنها به بیان تاریخ نافع می پردازد و محور اصلی خود را بر اساس سقوط و صعود انسان ها و جامعه ها قرار می دهد در این بین داستان حصرت نوخ به عنوان یکی از پیامبرانی که به دعوت جامعه ای خود گسیل داده شد و جامعه ای الهی ولو مختصر تشکیل داد، قابل توجه و بررسی است. چرا که جامعه ای در اوج سقوط انسانی را تحویل گرفت و با تلاش و کوشش تبلغی عده ای از آنان را آمادهً ساخت جامعه ای الهی و متکامل نمود. که در این جزوه به  آیات مربوط به دعای نوح و لطف الهی در اجابت در بالاترین سطح پرداخته و در ادامه به دو خصوصیت کلی که چگونه انسان نوح گونه شود و نوح گونه عمل کند، اشاره شد. از بررسی این آیات چهار قاعده مهم استخراج می شود که هر کدام زمینه تولید اصل های سبک زندگی می باشد[۱].

[۱] در صورت تمایل برای شناخت اصل ها باید به جزوات اصول سبک زندگی مراجعه شود.

از آنجا که قاعده محوری در این آیات « قاعده سلامت» می باشد نام این قاعده  بر این داستان و جزوه قرار گرفته است که با نام « تاریخ حضرت نوح – قاعده سلامت » برای اندیشه جویان و خوانندگان یادآوری می شود.

 

[۱] (۲۷و ۲۶  نوح)

همچنین ببینید

حضرت نوح – قاعده سلامت (مقدمه)

مطالبه رهبر انقلاب اسلامی در مورد سبک زندگی با « الگوی زندگی اسلامی» در سال …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *