سه شنبه , ۰۶-۰۸-۱۳۹۹
میراث
خانه / نوشته ها / اصول سبک زندگی / مقالات اصول سبک زندگی / « حلقه های زنجیر  استعمار»

« حلقه های زنجیر  استعمار»

 

اخیر سریالی به نام «نظم و قانون» در یکی از شبکه های ماهواره ای پخش می گردد که در ابتدای فیلم چنین بیان می شود:

«در نظام عدالت اجتماعی جرایم مبتنی بر جنسیت، جرایم شنیع محسوب می شوند، در نیویورک ماموران سرشناس اعضای تیمی نخبه هستند که واحد قربانیان خاص می باشند و به این جرایم رسیدگی می کنند، این برنامه داستان آنها را روایت می کند»

نقش ماهواره ها و به خصوص شبکه های فارسی زبان در مدیریت فرهنگی و اجتماعی، مقوله روشنی است که در گذشته به آن پرداخته شده است، اما آنچه در این مقاله به آن پرداخته می شود، طرح سه سئوال ریشه ای مبتنی بر جملات فوق و پاسخ به آنها می باشد:

یک – چرا در آمریکا و نیویورک به عنوان مهد آزادی جرایم جنسی به وفور رخ می دهد به گونه ای که باید یک شعبه جنایی برای مبارزه با آن تشکیل شود؟

دو- چرا صاحبان هنر علاقه زیادی برای به تصویر کشاندن این مسائل از خودنشان می دهند به گونه ای که کشور آمریکا به عنوان صاحب قدرتمندترین دستگاه رسانه ای رتبه ای اول جهانی را در تولید داستان ها و فیلم های مبتذل دارد ؟

سه- چرا این گونه فیلم ها و سریال ها با هزینه هنگفت دوبله و به صورت ماهواره ای و رایگان در فضای اجتماعی کشور ایران  پخش می شود؟

پاسخ به این سئوالات کلیدی، قطعا کمک شایانی برای تحلیل رویدادهای اطرف و طرح ریزی سبک زندگی مصون از خطرات فراگیر آنها فراهم می کند، اما پاسخ به سه سئوال فوق :

یک – ریشه ای اصلی وقوع جنایت ها به خصوص در زمینه های جنسی را باید انقطاع از مبداء و معاد انسانی دانست، چرا که اگر انسان از مبداء و معاد خود بریده شد، تنها زندگی ۶۰ یا ۷۰ ساله او موضوعیت پیدا می کند و تنها چیزی که برای او اولویت پیدا می کند «لذت بردن» است. روشن است که در این صورت،دیگر هیچ عاملی قدرت مقابله با لذت خواهی این حیوانِ انسان نما که فقط مبتنی بر لذت تصمیم می گیرد را نخواهد داشت و آن موقع است که از انسان هوشمند جرایمی رخ می دهد که از حیوان نیز انتظار نمی رود. این جرایم و جنایات تبعات « اصالت لذت یا هدونیزم»  است که که تمام دستگاه های فرهنگی و. اجتماعی غرب به دنبال فراگیری آن هستند. پس در یک پاسخ اجمالی به «علت وقوع جرایم جنسی» می توان گفت: هدونیسم و اصالت لذت که نتیجه قطعی آن سوق به سمت پورن و ابتذال و جنایت جنسی است.

دو –  اما دلیل علاقه وافر صاحبان هنر به تصویر پردازی از صحنه های مبتذل را می توان این گونه تحلیل کرد که :  از زمانی که  هنر و سینما تبدیل به یک صنعت پول ساز شد، صاحبان این صنعت با دریافت اطلاعات دقیق و علمی از انسان،نقاط ضعف انسانی را برآورد کرده و متوجه شده که «منطقه الضعف» انسان همان دو قوه شهویه و غضبیه می باشد، لذا مخاطب خود را به مثابه یک حریف که نقاط ضعف ش را شناخته، او را از همان نقاط ضعف آماج حملات قرار دادند و فیلم و سریال های خود را مبتنی بر مسائل جنسی و خشونت قرار داده تا این گونه ضمن تسخیر مخاطب، درآمد خود را نیز افزایش دهد که بهترین سند بر این مدعا، آمار بالای تولید فیلم های مبتذل و سرمایه گذاری بالای سرمایه داران جهان در صنعت فیلم های مبتذل آمریکا می باشد.

اما ریشه تبدیل شدن هنر با آن وظایف الهی و انسانی، به یک صنعت درآمدزا را باید مساله به نام «کاپیتالیزم یا سرمایه داری» دانست که  همه چیز را با هر وظیفه ای تبدیل به صنعت و راهی برای درآمدزایی فارق از معنویت و انسانیت می نماید ، در این صورت روشن می گردد که چرا صاحبان صنعت هنر دیگر هیچ خط قرمزی رعایت نمی کنند، لذا در پاسخ به «علت تصویر سازی از ابتذالات» می توان به صورت اجمالی بیان کرد :    « کاپیتالیزم  یا سرمایه داری که سبب تبدیل هنر به صنعت پورنوگرافی (ابتذال نگاری) شده است»

سه – اما دلیل دوبله شدن این نمونه آثار را باید در نظریه «ساموئل هانتینگتون» تئوریسین آمریکایی دانست که نظریه «جنگ تمدن ها» را نطریه پردازی نمود. او معتقد است که در حال حاظر هشت تمدن. در جهان وجود دارد که بین این هشت تمدن زَد و خورد وجود دارد اما حادثه سازترین و تاریخ سازترین نبرد، بین تمدن غرب و تمدن اسلامی به دلیل تعارض شدید این دو می باشدو قطعا نتیجه این نبرد به نفع غرب نخواهد بود.او ایران را پدیده نوظهور در تمدن اسلامی معرفی می کند.

با رصد تحرکات غرب مبتنی بر این نظریه، آنچه برداشت می شود این است که سردمداران غرب راهکار جلوگیری از شکست خود را در مقابل تمدن اسلامی  پروژه ای به نام « پورن کراسی» یا «هوای نفس سالاری» می دانند، واضح تر آنکه غرب با توجه به ساختار انتخاباتی نظام جمهوری اسلامی به ترویج صنعت پورن به عنوان یک هنر مبتذل در حد وسیع می پردازد تا این گونه ذائقه فرهنگی مردم را دست خش تغییر قرار دهد چرا که این گونه تاثیر مستقیم بر روی انتخابات دارد. به عبارتی دیگر غرب سعی می کند با ترویج مسائل غیر ارزشی به تغییر ذائقه مردم دست یابد تا در یک انتخابات رسمی مردم نیروهای ارزشی و اخلاق مدار را به انزوا کشانده و افرادی با رویکرد آزادی اخلاقی را به کرسی های سیاست کشانده و این گونه با نفوذ جریانی در بدنه نظام، مانند موریانه ماهیت فرهنگی انقلاب را خورده و زمینه شکست اسلام را فراهم نمایند، لذا در پاسخ به سئوال سوم می توان در یک جمله بیان کرد: با رویکرد پورنوکراسی یا هوای نفس سالاری اجتماعی که هدف آن سقوط تمدن اسلامی است

همانطور که مشاهده می شود پاسخ های فوق به مثابه حلقه های هستند که تشکیل یک زنجیر استعماری را می دهند باشد که در این زنجیره شیطانی گرفتار نشویم .

 

حسین عباسی اصل

قم مقدسه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *