سه شنبه , ۰۶-۰۸-۱۳۹۹
میراث
خانه / نوشته ها / اصول سبک زندگی / مقالات اصول سبک زندگی / خیزش شیطانی برای فتح سبک زندگی 

خیزش شیطانی برای فتح سبک زندگی 

نگاه عمیق به تاریخ و ریشه شناسی استعمار و عملکرد آن قطعا این پازل تاریخی را به تصویر می کشاند که  استعمار تا کنون برای رسیدن به هدف  ذاتی خود، متناسب با شرایط زمان و آگاهی سرزمین های هدف، رویکرد خود را  در چهار بازه زمانی ترقی داده و این گونه توانسته است در هر دوره، خیزش های عمیق تری را به عمق سرزمین ها صورت دهد و در مصادر کردن منافع مادی و انسانی ملت ها همیشه یک قدم پیشتاز تر مردم استعمار ستیز اما ساده باشد،  لذا متاسفانه شاهد تسلط ممتد و پیوسته استعمار در مدیریت جهانی هستیم. اما آن چهار دوره تاریخی چه دوره های بوده اند و رویکرد آنها چه بوده است ؟ پاسخ این سئوال به صورت دقیق و علمی نیاز به مطالعه و دقت تاربخی دارد که از حوصله این نوشته خارج می باشد[۱]، اما می توان از زاویه دیگر این دوره های زمانی و رویکرد آنها را شناخت. باز شناسی و تفکیک این دوره ها و رویکرد آنان از طریق بررسی پست ها و شغل های که در هر بازه زمانی بیشترین اهمیت را برای مدیریت جهانی داشتند قابل تشخیص است که خود این مساله نیز از میزان حقوق های دریافتی آنان قابل کشف است چرا که میزان دریافت حقوق  نشانه خوبی برای میزان سرمایه گذاری مدیریت استعماری بر آن مناصب است .

اما در یک مرز بندی اجمالی می توان آن چهار دوره استعماری، رویکرد و راهبرد آنها را این گونه معرفی کرد:

دوره  ژنرال ها: دوره ابتدایی و دوران استعمار کهنه که در این دوره استعمار با ابزارهای نظامی و تحمیل سرپنجه قدرت خود به کشورها منافع آن ها را مصادره می نمود، لذا در این دوره نظامیان بیشترین حقوق ها را دریافت می نمودند.[۲]

دوره سناتورها: دوره میانی و دوران  استعمار نو  که در این دوره استعمار، جریان روشنفکری را با جذب دانشجویان و تحصیل کنندگان در اروپا راه اندازی و آنان را با هدف کسب مناصب عالی سیاسی راهی کشورهای در حال توسعه  نمود. اگر چه برای به قدرت رسیدن جریان روشنفکری در کشورهای استعماری گاه گاهی از زنرال های خود نیز استفاده می نمود ، ولیکن با این رویکرد توانست با ابزار سیاست و تحمیل اسلوب سیاسی خود منافعش را از طریق معاهده سیاسی و واژه صلح و آبادانی و … با امنیت بیشتر، هزینه کمتر حاصل نماید. از آنجایی که پروژه نفوذ توسط سیاسیون و صاحبان مناصب در کشورهای استعماری راه اندازی و مدیریت می شد، به شهادت تاریخ در این دوره بیشترین میزان توجه و بالاترین میزان حقوق ها متعلق به سیاست مداران بوده است.

دوره پرفسورها: دوره قبل از بازه فعلی و دوران استعمار فرانو، در این دوره استعمار با ابزار  علم و تحمیل اسلوب علمی توانست  سیطره علمی خود را بر جهان به دست آورد.  اگر چه در این دوره سیطره علمی بر جهان صورت گرفت اما همه صاحبان نظر سیطره علمی را مساوی با سیطره فرهنگی می دانستند . چرایی این موضوع با یک تقسیم بندی ساده روشن می شود.                                           این دوره را نیز می توان به دو دوره تقسیم نمود. ،

الف –  دوره علوم کاربردی : دوره ای که غرب در زمینه های علوم کاربردی مانند صنعت ، پزشکی ، مهندسی  و … پیشرفت های بسیار شگرفی کسب کرد، در این دوره صاحبان این علوم بسیار مورد توجه قرار گرفتند. [۳]

ب-  دوره علوم انسانی : دوره که غرب رو به شناخت انسان و تحلیل های روانی از او نمود، نقش این دوره در زمینه استعمار فرا نو بسیار کلیدی و حائز اهمیت است[۴] چرا که دانشمندان این علوم، انسان و غایت او را به گونه ای تحلیل کرده اند که از تحلیل آنان استعمارگران جان تازه ای گرفتند . واضح تر آنکه پرفسور های علوم انسانی در دانشگاه های غرب در  تحلیل های خود انسان را در صورتی خوشبخت و موفق معرفی می کنند که به زندگی مطلوب برسد، آنگاه مولفه زندگی مطلوب را به گونه ای  تبیین می کنند که انسان ها برای محقق کردن آن، باید تمام منافع مالی خود را با رضایت کامل به جیب صاحبان قدرت برزید. به طور مثال همین واژه «موفقیت» را مورد بررسی قرار بدهیم :

تحلیل های امروز از انسان، او را به گونه ای آنالیز می کند که تنها با  موفقیت  است که می توان  زندگی مطلوبی داشته باشد،  آنگاه شاخصه های موفقیت را «آزادی، زیبایی و رفاه » [۵]معرفی می کند. همانطور که مشاهده می شود، این تعریف از موفقیت، سرابی است که تمام سرمایه های مالی و انسانی را تلف می کند چرا که خواسته یا ناخواسته  انسان تشنه ی موفقیت را در صورتی که از اهرم های بازدارنده مانند ایمان محروم باشد به ورطه بی بندباری جنسی برای رسیدن به آزادی ، ظاهر سازی های مکرر از خود برای رسیدن به زیبایی و تجمل گرایی به عنوان عامل رفاه می اندازد. جالب آنکه تمام این سخنان ظنی و از روی خیال که مرور زمان اشتباه بودن آنها را ثابت می کند تحت عنوان نظریات علمی مطرح می شوند و علاقه مندان به رویکرد عاقلانه و علمی را به ورطه نابودی و فاصله از زندگی مطلوب انسانی می کشانند. اما دلیل اینکه چرا هیچ کس بیشتر از استعمارگران از این نظریات علمی حمایت نکرد برای خواننده گرامی و شناختی که از اهداف استعمارگر  سرمایه دار در کسب منافع مالی دارد بسیار روشن است. بد نیست برای این مطلب هم مثالی بزنیم و آنکه امروز انسان شناسان و روانشناسان  غربی «لذت بردن جنسی» چه از لحاظ مشروع و چه نا مشروع را یک ضرورت برای زندگی با انرژی می دانند[۶]  همین مطلب برای صاحبان سرمایه کافی است تا بیش از صدها کانال ماهواره ای مبتذل در ظاهر با هدف خدمت به جامعه و در باطن با هدف سود بیشتر[۷] راه اندازی شود . لذا به شهادت تاریخ در قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی بیشترین توجه استعمارگران رو به دانشگاه ها و مراکز تولیدعلم  رفت و بالاترین حقوق های جهانی داسته یا نادانسته توسط تولید کنندگان علم کسب می شد.

 

دوره آرتیست ها : دوره کنونی و دوره استعمار پیشتاز که در آن استعمار با ابزار فرهنگ و تحمیل اسلوب سبک زندگی به عمق سرزمینی دل ها و قلب ها نفوذ می کنند و مهمترین سرمایه های انسانی که همان عقل و قلب است را به تسخیر خود در می آورد، چرا که در این صورت، انسان ها با عشق و افتخار خود و منافع مالی خود را در اختیار آنان قرار می دهند .

فرماندهان اصلی این دوره آنانی می باشند که در کم اهمیت ترین وقت های روزانه ما یعنی «اوقات فراغت» مهمترین نقش محوله شده  را ایفا می کنند، آنان بازیگران و هنرمندانی که مدیریت جهانی  با معرفی آنان در جامعه به عنوان سوپراستار، بزرگترین برگ برنده خود را رو نموده است، چرا که سوپر استارها  مصداق کامل و روشن انسان موفق یعنی آزاد، زیبا و مرفه می باشند. آری استعمار برای حمایت و معرفی این سوپر استارها به تمام قد همت کرده است چرا که آنان می توانند با هدایت چشم ها و قلب ها، عقل ها را به زانو درآورده و یک نوع سبک زندگی را به جهان منتقل نماید. آن سبک زندگی چیزی نیست جزء « سبک زندگی غربی با شاخصه های تقلیدی ، مصرفی با محوریت سوپر استارها ، با هدف سرازیر شدن سرمایه های انسان و مالی به جیب یک عده ای خاص»[۸]                                                                                                                لذا با این نگاه، دلیل حائز توجه شدن بازیگران فوتبال و سینما و هر کسی که وظیفه جذب نگاه های مردم جهان را دارد به خوبی روشن می شود. به گونه ای که در خبرها اعلام شدکه  دستمزد یکی از فوتبالیست های مطرح جهان را سه برابر حقوق رسمی رییس جمهور آمریکا می باشد، که این خود بهترین سند بر ادعای مطرح شده است.

خلاصه آنکه پروژه فرهنگی امروز جریان غرب برای رسیدن به اهداف خود،  رویکرد ” ترویج  غرب پرستی و هویت ستیزی ”  از طریق ” ترویج سبک زندگی غربی و تحقیر سبک زندگی اسلامی ” است که مدتها پیش با استفاده از تمام ابزارها و ظرفیت های خود آن را کلید زده است.

انشاالله در مقاله های بعد به بررسی راهکارهای مقابله با سبک زندگی غربی و تئوریزه نمودن مولفه های زندگی اسلامی و راهکارهای تحقق آن خواهیم پرداخت.

حسین عباسی اصل

۲۰ / ۱۰ /۹۴- قم

[۱] « استعمار پیشتاز»  موضوع یکی از مقالات و سخنرانی های حقیر در این زمینه می باشد که به صورت تاریخی و. مستند به باز شناسی این پدیده پرداخته شده است..

[۲] جهت مطالعه تفصیلی تر مراجعه شود به جزوه «خاکریزهای سبک زندگی» جزوه مطالعاتی اندیشکده سبک زندگی

[۳] لازم به ذکر است اگر چه این دوره در سال ها قبل و در بازه زمانی دوره اول تا دوم محقق شده بود، اما از آنجایی که آن را می توان زمینه ساز، اعنماد ساز و  مقدمه دوره بعد دانست، در این جا مورد توجه قرار گرفته است.

[۴] این دوره و رویکرد را حتی می توان مهم ترین عامل پیروزی غرب در تحمیل سبک زندگی غربی در دوران فعلی دانست.

[۵] کتاب «موفقیت چگونه » نویسنده پرفسور وین دایلر

[۶] کتاب «زنان باید در مورد مردان بدانند» باربارا دیانجلیس

[۷] این برنامه ها به صورت رایگان پخش می شود اما در این بین ضمن تبلیغات های مختلف که به علت مخاطبان بسیار این شبکه ها خود راه درآمدی به حساب می آید، ترویج یک نوع ارتباط جنسی با هدف ترویج ابزار های جنسی مورد نظر نیز یکی از مهم ترین راه های درآمد می باشد

[۸] جهت مطالعه ای تفصیلی مراجعه شود به جزوه «سقوط انسانیت» جزوه مطالعاتی اندیشکده سبک زندگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *