دوشنبه , ۲۸-۰۷-۱۳۹۹
میراث
خانه / نوشته ها / اصول سبک زندگی / جزوات اصول سبک زندگی / مبانی سبک زندگی- اصل ترحم (نظام انسانی-نظام هستی )

مبانی سبک زندگی- اصل ترحم (نظام انسانی-نظام هستی )

همچنین در این اصل مانند سایر اصول، مطابق با تابلوی فوق دو مقوله « قوت شناسی» و « غایت شناسی» به تفصیل بیان می شود، اما «رویکرد» ها به صورت مختصر و مصادقی اشاره می شود، چرا که آنها از آنجای که باید متناسب با مقتضیات زمان تولید و ارائه شوند، مقوله ای پیچیده خواهد بود، که طرح مفصل آنان در این جزوات که وظیفه آن آشنایی ابتدایی مخاطب با اصول است، سازگار نیست. لذا جروه پیش رو در سه بخش قوت شناسی، رویکرد شناسی، غایت شناسی و به ضمیمه کارکردها تفکیک شده است. همچنین تولیدات اندیشکده در مقوله رویکرد ها به صورت تفصیلی در جزوات « طرح ریزی سبک زندگی» بیان شده است.

قوت شناسی :

همانطور که بیان گردید قوت شناسی به معنای شناخت استعداد و ظرفیت اصلی می باشد که باقی ظرفیت ها به تبع آن نقش پیدا می کنند. یکی از قوت ها و ظرفیت های عالم هستی« اصل ترحم»[۱] است. اصل ترحم از آیه

« بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏» استنباط می شود. این آیهً آغاز گر قرآن از بین هزار و یک صفت الهی، دو صفت « رحمانیت و رحمیت»[۲] را آورده و حاکی از آن است که خداوند همه فعالیت های خود را با رحمانیت و رحمیت صورت می دهد.

نکته ای کلیدی آن است که: خداوند دو نوع فعالیت کلان دارد که همه ی فعالیت ها در زیر مجموعه ی این دو

می باشند:

یک – خالقیت[۳] : به معنای خلق همه چیز در همه زمان ها است.

دو – ربوبیت [۴] : به معنای پرورش لحظه به لحظه و مدیریت مخلوق برای نیل به هدف اصلی اش. روشن تر آنکه : ربوبیت یعنی کارگردانی عالم هستی برای رساندن مخلوق به تکامل،که مربی بودن از این حیث در انحصار خداوند است.

نتیجه آنکه خداوند همه فعالیت ها را در کمال رحمانیت و رحیمیت الهی رقم می زند و همه صفات دیگر الهی مانند قهاریت و جباریت الهی در حول و زیر سایه رحمانیت و رحیمیت الهی تعریف می شود.

نکته ای دیگر آنکه : در طول تاریخ انسان ها در رابطه با خداوند به سه گروه تقسیم می شدند:

گروه اول  : ملحدان که خداوند را نه در مقام خالق و نه در مقام رب قبول نداشته اند.[۵]

گروه دوم : مشرکان که خداوند را تنها در مقام خالقیت قبول داشته و ربوبیت را منکر و یا در اختیار بت ها می دانستند .[۶]

گروه سوم : مسلمانانی که خداوند را در مقام خالق و ربوبیت قبول داشته اند. که در این گروه نیز طبقات مختلف، نسبت به میزان پذیریش ربوبیت وجود دارد، عده ای تنها ربوبیت الهی را در مقام « علم» قبول دارند که قاطبه مسلمانان هستند و عده ای دیگر نه تنها در مقام « علم» بلکه در مقام «عمل» هم قبول دارند و این ویژگی مومنان است .[۷] لذا میزان رشد انسان به میزان باور و رضایت قلبی ربوبیت الهی است که اصرار مومنان در مناجات ها بر واژه «رب» از این حیث می باشد.

اما رحمانیت و رحمیت الهی، در دو عرصه نظام هستی و نظام انسانی، قوت شناسی می گردد:

 اول – نظام هستی : در قرآن حضرت موسی(ع)، خداوند را اینگونه معرفی می کندکه : او خلقت نظام هستی را به گونه ای رقم زده است که خلائق، تمام لوازم حیات، رشد و رسیدن به هدف اصلی را به صورت جامع و لطیف دارند. (هود ۱۱۹و ۱۱۸)  این نوع خلقت نشان از در هم آمیختگی حکمت و قدرت الهی با محوریت ترحم الهی می باشد که نظام هستی با تمام پیچیدگی هایش، جزئی بیهوده یا مفقود شده ندارد ، بلکه همه اجزا هستی با تجهیزات لازم به سوی هدف شان در حرکت اند.

[۱] [التَّرحُّمُ‏]: ترحّم‏ عليه [ای علی الانسان‏]: از ماده رحم به معنی مهربانى و نرمدلى بطور مجرّد (ترجمه مفردات الفاظ قرآن، ج‏۲، ص: ۵۸)

[۲] فرق رحمان و رحیم آن است که رحمان به معنی «رحمت عام و فراگیر» و رحیم به معنی « رحمت خاص » الهی می باشد.

[۳] ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَكيل‏ (انعام ۱۰۲)

[۴] الَّذِى خَلَقَنىِ فَهُوَ يهْدِينِ * وَ الَّذِى هُوَ يُطْعِمُنىِ وَ يَسْقِينِ * وَ إِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ * وَ الَّذِى يُمِيتُنىِ ثُمَّ يحْيِينِ (شعراء ۷۸ تا ۸۱)

[۵] وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلاً ذلِكَ ظَنُّ الَّذينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ (ص ۲۷)

[۶]   لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ‏ خَلَقَ‏ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ (۶۱)

[۷] قَالَ رَبُّنَا الَّذِى أَعْطَى‏ كل شى ء خَلْقَهُ ثم هَدَى(طه ۵۰)

دوم نظام انسانی:

خداوند هدف اصلی و نهایی خلقت انسان ها را درک «رحمانیت» الهی دانسته است (طه  ۴۹و ۵۰). به این معنا که: خداوندی که رحیم[۱] است قطعا کاری جز رحمت ندارد، لذا با رحمت خود، عالم را خلق کرد و سپس با همین رحمت، انسان را در دامن نظام هستی رحیمانه، خلق  نمود ، در نتیجه انسان ها اگر در عالم هستی چشم های حقیقت بین خود را باز کند، چیزی جز تجلی رحمانیت الهی در عالم نمی بیند و همین مساله اسباب هدایت و الهی شدن آنان می شود.[۲]

جان کلام آنکه در نظام هستی و انسانی جزئی را پیدا نمی شود که برای ایفای نقش خود دچار بی مهری خالق شده  باشد.

[۱] رحیم صفت مشبهه می باشد و ویژگی صفت مشبهه دائمی بودن این صفت است مانند شور بودن نمک که همیشگی می باشد.

[۲] وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَ‏ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَليمٌ   (البقره ۱۱۵)

 

ادامه دارد…

همچنین ببینید

مبانی سبک زندگی – اصل تقدیس (طرح موضوع)

« سبک زندگی» به معنی مجموعه ای از «روش های» زندگی می باشد، که این …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *