سه شنبه , ۰۶-۰۸-۱۳۹۹
میراث
خانه / نوشته ها / اصول سبک زندگی / جزوات اصول سبک زندگی / مبانی سبک زندگی – اصل تقدیس ( رویکرد شناسی )

مبانی سبک زندگی – اصل تقدیس ( رویکرد شناسی )

رویکرد شناسی:

بیان گردید که مدیریت دانش ها ، گرایش ها و کنش ها (فعالیت های درونی و بیرونی) فرد و جامعه برای بهره برداری از قوت ها را رویکرد و فرایند شناخت و شناسایی این مدیریت را رویکرد شناسی می گویند[۱]. اما رویکرد شناسی در دو عرصه ای :                                                                                                                 الف نظام هستی : در نظام هستی یکی از ریز رویکردها « نشان الهی بودن همه چیز » است که بعضی از آنها به صورت بی واسطه، نشان از خدا هستند مانند بیت الله، صفا و مروه ( بقره: ۱۵۸)، و بعضی از آنها با واسطه[۲]  از طرفی دیگر یکی از ریز رویکردها «عدم انحراف» توسط این نشان هاست به این معنا که تامل در این نشان ها نباید سبب خدا پنداری آنها شود.(فصلت ۳۷) مانند آفتاب پرستی. اینها نمونه ای از ریزرویکردها در زمینه نشان های الهی می باشند.


[۱] رویکردها باید متناسب با مختصات زمانی و مکانی تولید شوند، قرآن به بیان مهم ترین ریز رویکردها اشاره کرده است تا جامعه بشری با سازماندهی آنها، زمینه تولید «رویکرد اصلی»را فراهم کند.

[۲] وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَليمٌ (بقره ۱۱۵) که مشرق و مغرب به زمان و مکان می توان ترجمه کرد که نشان الهی بودن این زمان و مکان با واسطه تامل و تفکر حاصل می شود.

خداوند بر اساس ربوبیت الهی، حوادث را به گونه ای رقم زده و می زند تا زمینه برای تعالی انسان فراهم بشود. لذا این حوادث اگر در گذشته اتفاق افتاده باشد، خداوند دستور به بزرگداشت و تقدیس این روز داده است، حال چه روز «عید» (المائده ۱۱۴) باشد چه روز «عزا» [۱] (طه ۹۵ و۹۶) تا اینگونه، آینه عبرت برای انسان ها بماند . از طرفی دیگر حوادث و رخ دادهای کنونی را نیز دستور به تامل و نشانه گیری از آنان داده است، چرا که هر اتفاقی نشانه ای بشارت الهی یا انذار الهی برای انسان و انسان ها می باشد.( انعام ۴۳). به عبارتی دیگر همه رخ دادها چه در گذشته و چه در آینده از آنجای که کارگردانی آن به خدا انتصاب داده می شود، قابل تقدیس است.این نمونه های از ریز رویکردها در زمینه نشانه های الهی می باشد.

ب نظام انسانی : اصل تقدیس در عرصه نظام انسانی را می توان با «ریز رویکرد» های متعددی شناسایی کرد، مثلا اینکه انسان ها به طور عام دارای کرامت ذاتی نسبت به همه مخلوقات عالم بوده (اسراء ۷۰) و برای همین همه انسان ها با همه رنگ ها و پوست ها و قوم ها نزد خداوند یکسان ( الروم : ۲۲) و برای انسان ها باید مقدس باشند. این موارد نمونه از ده ها ریزرویکردها در زمینه انسان های الهی می باشد.


[۱] همه رخ دادها در عالم برای انسان صالح اسباب تعالی است و عید یا عزا بودن آن فرقی ندارد، مثلا شب عاشورا از اینکه بزرگ ترین روز مصیبت است، بزرگ ترین روز شادی نیز می باشد چرا روز احیایی مجدد اسلام بود و آغاز روند قدرت یابی شیعه گرایی بود

از سوی دیگر همین انسان ها در صورتی که فطرت محور شده و با استفاده از دین گرایی، انسانیت را در خود زنده نمایند، درجه تقدیس بالاتری کسب می کنند، بهترین سند بر تقدیس انسانیت را می توان در آیه قرانی دید که قتل انسانیت را مساوی با قتل همه انسان ها و احیای انسانیت را احیای همه انسان ها دانسته است و این در صورتی است که قتل یک انسان مساوی با قتل انسان دیگر است(بقره ۱۷۸)، بر همین اساس که شهدا توسط خداوند اکرام (آل عمران ۱۶۹)و نزد مردم تقدیس می شوند و این مساله که شهدا برای امنیت ما کشته شده اند تنها بخش کوچکی از انسانیت آن ها را که همان ایثار است تصویر می کند. این دو مثال نمونه ای از ریزرویکردهای اصل تقدیس در عرصه نظام انسانی در زمینه انسانیت الهی می باشد.

بیان شد که از ریز رویکردهای موجود باید «رویکرد کلان» متناسب باز زمان طراحی کرد. برای نمونه از ریز رویکرد « احیاء و ممامت انسانیت» در اصل تقدیس در عرصه تظام انسانی که در آن توجه به انسانیتِ انسان مورد توجه است می توان رویکردکلان « تربیت محور» را طراحی نمود، به این صورت که طرح ریزی سبک زندگی را برای انسان با ایفای نقش توسط مربی، برای خانواده با ایفای نقش مشاور و برای جامعه با ایفای نقش معمار، بر محور تربیت برنامه ریزی نمود.در این صورت که راهبرد تربیت محور در سه حوزه فردی، خانوادگی و اجتماعی به تصویب رسید برای تحقق آن راهکار تولید کرد.  

غایت شناسی:

بیان گردید که در صورت شناخت قوت و تنظیم رویکردها و عمل متناسب با آنها، مسیر موجود به سرانجامی می رسد که این سرانجام خوب یا بد را « غایت» که شناخت و شناسایی آن سرانجام را غایت شناسی می گویند. اما غایت اصل تقدیس چیست؟ غایت« عبرت» می باشد. یعنی انسان به مقامی می رسد که از همه چیز عبرت گرفته و مسیر خود را تنظیم می کند. روشن تر آنکه اصل تقدیس تمام عالم را صحنه ای خدا شناسی معرفی می کند و سرتاسر عالم را تابلوهای می داند که مسیر به سمت خدا را نشان و نشانه می دهند، اگر انسان اهل دقت و تامل باشد، پیام هر تابلو را به درستی می فهمد و مسیر به سمت مقصد را اصلاح می کند. این مقام را « عبرت» گویند که تنها بر اساس شناخت و عمل به سنت های معنوی تحصیل می شود.


(عکس شماره هفت)

اگر چه امروز هزاران فرمول مادی برای رسیدن به « عبرت» از طرق مختلف ارائه می شود.، اما نباید سئوال پرسید که با این همه موسسه علمی و تبلیغات جهانی که علیه مواد مخدر فعالیت می کنند، چرا آمار معتادین در سطح جهان در حال افزایش است ؟ پاسخ آنکه: همه آنها را باید راهکارهای جزیی دانست که در صورت نبود اصل تقدیس، مانند مسکن های می باشند که به نتیجه نخواهد رسید. اما عبرتی که در اثر تغییر نگرش و لحاظ سنت های معنوی تحقق بیابد دو ویژگی اساسی مستقر (درونی) و مستمر (همیشگی) را با خود در وجود فرد نهادینه می کند و آن گاه.است که انسان های صاحب خرد تربیت می شوند. کربلا و بارگاه ملکوتی امام شهیدان بسیار مقدس است اما قطعا اگر عبرت آن فهم نشود، تقدس آن، زمینه جهالت به اهداف کربلا را فراهم می کند.

کارکردها :

در تعریف کارکرد می توان گفت که: در صورت شناخت غایت و ایمان به آن و عمل حداکثری به رویکردهای شناخته شده ، نتایجی را پیش از تحقق غایت، برای انسان ها به وجود می آورد که به آنها کارکرد گفته می شود. کارکردهای اصل تقدیس را می توان در بعد فردی و خانوادگی و. اجتماعی پیش بینی کرد که نمونه ای از آنان موارد ذیل خواهد:

       یک زایش احترام به مقدسات : دین اسلام اگر چه همه عالم را صحنه تجلی اسماء الهی و مقدس می شمارد، اما بر اساس معیار بیان شده مبنی بر « میزان تبیین حق» بعضی از امور را مقدس تر می داند و در دستورات خود به تقدیس آنان تاکید نموده است، اعم منبع دین (قرآن)، نمادهای دین (علمای عامل)، روزی، باران، همسایه و ….

دو – زایش احترام به محیط زیست:  در صورتی که انسان طبیعت را متعلق به خدا و مقدس بداند، قطعا برای رسیدن به لذت های زودگذر نه تنها اجازه تخریب این شاهکار غیر انسانی را نمی دهد، بلکه ضمن احترام به آن، در رشد و شکوفایی آن نیز بیشترین کمک را می کند. به نظر می رسد تا اصل تقدیس حاکم نشود، موضوع تخریب محیط زیست حل نمی شود.

(عکس شماره هشت)

سه زایش احترام و خدمت به انسان ها  : اگر انسان به انسان های دیگر به چشم عیال الهی[۱] ، محبوب خداوند و بزرگ ترین معجزه هستی بنگرد که با احترام به او، نه تنها نظام انسانی را حفظ و انسانیت را ترویج می کند بلکه آخرت خود را نیز به واسطه دریافت ثواب می سازد، قوی ترین منبع برای ترویج رعایت حقوق و کمک به دیگران محقق می شود.

جمع بندی :

شیوه ارتباط ی با خانم جلالیان

آنچه در این مجال بیان شد آنکه : سبک زندگی، زمانی اسلامی خواهد شد که بر محور سنت های معنوی شکل بگیرد و این سنت ها نقش و جایگاه خود را در زندگی بشری پیدا کنند.قدم اول برای تحقق این آرمان، کشف سنت های معنوی از قرآن می باشد. بر همین اساس ۴۰ اصل سبک زندگی تولید شده است که این جزوات در صدد تشریح این اصول می باشد. دومین اصل از بین اصول مبانی سبک زندگی « اصل تقدیس» می باشد که از آیه قرآنی «
سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيدٌ ‏ » استتباط و در دو عرصه نظام هستی(فِي الْآفاقِ) و نظام انسانی(في‏ أَنْفُسِهِمْ)  قوت شناسی شد و تشریح گردید که چه نظام هستی و چه نظام انسانی به واسطه انتصابشان به خداوند، آیه الهی محسوب و مقدس می باشد، همچنین بیان گردید که میزام مقدس بود آیات الهی به میزان تبیین کنندگی حق و حقیقت می باشد. در ادامه تشریح گردید که در عرصه نظام هستی می توان اصل تقدیس را در دو مدار نشان الهی (خلق) و نشانه الهی ( امر) و همچنین در عرصه نظام انسانی در دو سطح عام( انسان الهی) و خاص( انسانیت الهی) قوت شناسی کرد. در رویکرد شناسی نیز مصادیقی به عنوان «ریزرویکرد» ها بیان شد که باید مورد دقت و سازماندهی قرار گرفته و در نتیجه منجر به تولید «رویکرد اصلی» گردد. در این صورت در غایت شناسی، سنت الهی « عبرت»  تحقق می یابد. روشن گردید که «عبرت» گیری سبب خردمندشدن انسان ها می شود و این دو مقوله با هم ارتباط مستقیم دارند. قطعا اصل تقدیس قبل از رسیدن به غایت اصلی یعنی « عبرت »، کارکردهای برای انسان ها به دنبال دارد که می توان به زایش احترام به مقدسات، احترام به محیط زیست و احترام به انسان اشاره نمود. به طور مثال در گفتمان اصل تقدیس « باغ وحش»  امر نامطلوبی خواهد بود چرا که انسان مبتنی بر خود خواهی ، حیوانات و پرندگان را از آزادی محروم می کند تا لذت ببرد. در توجیه دینی باغ وحش گفته می شود که هدف نشان دادن قدرت خداست. این توجیه بسیار سست است چرا که طبیعت همه نشان دهنده قدرت خدا هستند و کسی که از طبیعت و حشرات ریز و درشت عبرت نمی گیرد از حیوانات به بند کشیده هم عبرت نمی گیرد. ضمن آنکه این باغ وحش ها به چه مقدار در دین دار کردن مردم موثر هستند ؟

همچنین ببینید

مبانی سبک زندگی – اصل ترحم (جزوه)

جزوه تدوین اصل ترحم ۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *