خانه / نوشته ها / اصول سبک زندگی / جزوات / مبانی سبک زندگی – اصل تقدیس (نظام انسانی)

مبانی سبک زندگی – اصل تقدیس (نظام انسانی)

دوم نظام انسانی : نظام انسانی متناسب با کیفیت خلقت، می توان در دو سطح عام و خاص مورد بررسی قرار داد. توضیح آنکه: خداوند مطابق با آیه قرآنی، ظاهر همه انسان را گل خلق کرده و باطن آنها را با نفخه ای الهی رقم زده و فطرت را در وجود او به ودیعه نهاده است(سجده ۷تا۹) که عده ای از انسان این ودیعه الهی را قدر دانسته و بر اساس آن عمل می کنند و مسجود ملائکه می شوند. بنابراین بر اساس اصل تقدیس، انسان ها به صورت عمومی از آن حیث که مخلوق خدا هستند(انسان) مقدس می باشند، اما عده ای از انسان ها از آنجای که فطرت را محور حیات خود قرار داده و توانستند که به قرب الهی برسند و جانشینی الهی را در زمین محقق نمودند (انسانیت) مقدس تر خواهند بود. جان کلام آنکه در عالم خلقت اعم از نظام هستی و نظام انسانی جزئی را نمی توان پیدا کرد که نشانه و آیت الهی نباشد و شامل اصل تقدیس نباشد.

بنابراین اصل تقدیس از آیه قرآنی استخراج و در دو عرصه نظام هستی و نظام انسانی به اجمال ثابت گردید.اما تفصیل آنکه : در عرصه نظام هستی می توان در دو زمینه نشان الهی (خلقت ها) و نشانه های الهی (امور جاری و روزانه) قوت شناسی کرد:   الف نشان الهی[۱]: مطابق با بُعد ظاهری و همچنین مستند به آیه، خداوند همه عالم را، « نشان» خدا دانسته و خلقت آنان اعم از آسمان و زمین و … را به گونه ای رقم زده است، که نشان از خالقی بزرگ و قدرت مند می دهد، همچنین در این آیه از کسانی که این نشان ها را می بینند ولی خالقیت او را نمی پذیرند، با کلمه « اعراض» یعنی روی برگرداندن، گله نموده، است.[۲](یوسف ۱۰۵) لذا این مخلوقات به واسطه انتصابشان به خدا و همچنین نشان از وجود خدا بودن، مقدس هستند.

جانشین الهینظام الهی

(عکس شماره سه )

ب   نشانه الهی : همانطور که خداوند در بعُد خالقیت، ظاهر خلقت را برای هدایت رقم زده است، در بُعد ربوبیت، نیز عالم را برای هدایت انسان ها تدبیر می کند، او به عنوان مربی و پرورش دهنده به گونه ای حوادث را کارگردانی می کند که زمینه رشد و تعالی انسان محقق شود، لذا در پشت هر اتفاقی می توان « نشانه» و حکمت الهی را یافت،  همانطور که در آیه ترس الهی، حکمت افتادن سنگ را نشانه می دهد (بقره ۷۴) لذا حوادث عالم را باید جور دیگر دید و نشانه های الهی را در آن جست.

اما در عرصه نظام انسان  نیز در دو سطح عام و خاص[۳] قابل قوت شناسی است:                                                         الف انسان الهی : همه انسان ها از آنجای که مخلوق خدا هستند، او آنها را در ظاهر با گل خلق نموده و در باطن به آنان ودیعه ای به نام فطرت عنایت کرده است که ترکیب این دو سبب به وجود آمدن اشرف مخلوقات عالم شده است.[۴] این موجود محبوب الهی را اگر کسی مورد لطف قرار دهد، خطاب تحسین الهی و اگر مورد ظلم قرار دهد، خطاب تقبیح الهی قرار می گیرد[۵]. بنابراین انسان ها به صورت عام فارغ از هرگونه اعتقادی و اعتیادی، یکی از ارکان مهم اصل تقدیس شمرده می شوند.

(عکس شماره چهار)

ب انسانیت الهی: اگر چه انسان ها به صورت عمومی از آن حیث که لیاقت نفخه الهی را داشته اند، اشرف مخلوقات می باشند و مورد اکرام الهی قرار گرفته و شامل اصل تقدیس می شوند، اما اگر این انسان ها قدر این ودیعه الهی(فطرت) را بداند و آن را با نسیم الهی و وحی ربانی پرورش دهد، می توانند، « انسانیت» الهی را که خدواند در پیش روی آنان قرار داده است،را شکوفا کرده و به مقام «خلیفه الله» و جانشینی خدا برسد، مقامضی که ملائکه او را مسجود قرار می دهند و خداوند بخشی از قدرت خود را به او تفیض می کند، مانند خالقیت که به حضرت مسیح و یا شفاعت که به رسول اکرم تفیض شده است. بنابراین انسان ها به صورت « عام » و به صورت انسان الهی تقدیس شده اند چون « آیت الله» هستند، اما عده ای از انسان ها به صورت «خاص» نیز مورد تقدیس قرار گرفته اند چرا که به انسانیت الهی رسیده و « آیت الله العظمی» شده اند.

[۱] فرق « نشان» و « نشانه» را با ذکر مثال آنکه: تابلوی راهنمایی و رانندگی یک «نشان» است که به ظاهر آن گفته می شود و یک « نشانه » دارد که به محتوای که آن تابلو گفته می شود. احترام و عدم تخریب آن« نشان» و احترام و اطاعت از آن « نشانه» لازم است. در بحث موجود نیز  کوه یک « نشان» است که از آنجای که خدا آن را خلق کرده مقدس می باشد و یک « نشانه» دارد که باید درک و اطاعت شود و از آنجای که  آن را هم خدا در آن نهاده است قابل تقدیس است. حال اگر در هنگام عبور از کوه سنگی به زیر افتاد باید دنبال نشانه گشت.

[۲]  با اينكه تعداد نشانه‏ها زياد است‏«كَأَيِّنْ» و انسان دائماً با آنها رابطه دارد«يَمُرُّونَ»  امّا نه تنها از آنها غفلت مى‏كند، بلكه مواقعى نيز با عنايت از آنها اعراض مى‏كند.

 

[۳] در علم منطق به این نوع عموم و خصوص مطلق می گویند.

[۴] انسان در بُعد جسمی و فیزیولوژیک،  کمتر از حیوان نباشد قطعا بیشتر از حیوان نیست

[۵] انسان ها تا زمانی که برای جامعه انسانی تهدید نباشند، مورد احترام و تقدیس قرار می گیرند، اما اگر به درجه ای رسیدند که برای جامعه بشری تهدید باشند، تقدیس جامعه بشری سبب می شود که آن انسان از بین برود.

همچنین ببینید

مبانی سبک زندگی – اصل ترحم (غایت شناسی- کارکردها)

غایت شناسی : بیان گردید که در صورت شناخت قوت و تنظیم رویکردها و عمل …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *